دوست دارد بلند باشد. بلند بلند بلند. با دست‌هایی کشیده. آن‌قدر کشیده و بزرگ که بتواند او را بردارد و همیشه در آغوشش نگه دارد. به عروسک‌هایش هم وصفش را گفته. همیشه منتظرش بوده. حالا اما درمانده، به آسمان نگاه می‌کند و بر بختش لعنت می‌فرستد. دوست دارد همه‌چیز طور دیگری بشود. از سوراخ کلید، […]

از جایی که دنیا با تو سر لج می‌افتد، مهلت نه گفتن را از تو می‌گیرد و به جایش مدام نه می‌شنوی. نمی‌توانی انتخاب کنی که دنیا با تو لج نکند. پیش از آن مدام خود را نر قدرتمند گله می‌پنداری و شانس تازه‌کار هم باتو یار است. اخ و پیف کردنت را که خوب […]

به همین نسبت، معادله‌ها غلط از آب درآمده‌اند. سال‌ها گذشته‌اند و برنامه‌های شخصی یکی پس از دیگری شکست خورده‌اند. دقیقاً لای بازوهای گیره‌ای که گیرم کشنده نباشد اما نمی‌گذارد تکان بخوریم، ثابت شده‌ایم و تمام علت‌هایی که بیرونی دنبال‌شان می‌گشتیم، ناجوانمردانه خودشان را معلول خود ما نشان داده‌اند. چیزهایی که فکر می‌کردیم می‌توانیم تغییر دهیم […]